
پرسش : منظور از « مـهـدويـت » چيست و از چه زماني آغاز شده
است ؟
پاسخ : اعتقاد به مهدي موعود مسئله
اي است كه در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان اعم از وَثَنيّت،
كليميت، مسحيت، مجوسيت، اسلام و غيره مطرح بوده و هست؛ بدين
معني كه در آخرالزمان، مصلحي ظهور خواهد كرد و به جنايتها و
خيانتها و تبعيضهاي بشر خاتمه خواهد داد.
آري، «اعتقاد به مهدي»، نه تنها يك باور اسلامي است، كه عنواني
مي
باشد براي خواسته
ها و آرزوهاي همه انسانهاي دردمند و ستمديده، با كيش و مذاهب
گوناگون؛ و همچنين، بازده الهام فطري مردم است، و با همه
اختلافاتي كه در عقيده و مذهب دارند، دريافته اند كه براي
انسانيت در روي زمين، روز موعودي و انسان موعودي خواهد بود؛
كه با ظهورش هدف نهايي اديان الهي تحقق يافته و مسير آن به
دنبال رنجي بسيار، همواري و استواري لازم را مي
يابد. بنابراين، مسئله مهدويت با سابقه
اي ديرينه، ريشه در مذهب دارد.
اگرچه غير از قرآن مجيد، تمامي كتابهاي آسماني ديگر دستخوش
تحريف شده
اند، ليكن با اين وجود، جملاتي از دستبرد ديگران مصون مانده
است كه در آنها از آمدن مهدي موعود(عج) و مصلح
جهاني گفتگو شده است، و چون اين مطلب بصورت پيشگويي و مربوط به
آينده است و مضامين آن در قرآن و روايات متواتر وارد شده است.
از اين رهگذر مسلم ميشود كه اين عبارتها از منطق وحي سرچشمه
گرفته و از دستبرد انسانها در طول تاريخ در امان مانده است.
از جمله روايات متواتري كه به ظهور «مهدي موعود» وعده داده،
حديث معروف نبوي است كه فرمود:« اگر از عمر دنيا يك روز بيشتر
باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني كند تا مردي از امت
و خاندان من كه نامش نام من است ظاهر شود، و زمين را از عدل و
داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده باشد.»
الفصول
المهمه،ص294.
پرسش: آيا اعتقاد به مـوعــود در اديـان گـوناگون نيز وجود
دارد ؟
پاسخ : با تحقيق و جستجو در كتب اديان و مذاهب آسماني، به
اين نتيجه قطعي
و مسلم مي
رسيم كه اعتقاد به مهدي موعود اختصاص به مسلمانان ندارد، بلكه
ساير اديان و مذاهب نيز در اين عقيده با مسلمين شريك مي
باشند. لطفاً دقت كنيد:
1.منابع زردشت :
در «زند»، كه كتاب مذهبي زردشتيان است، درباره انقراض اشرار و
وراثت صالحان آمده است: «لشكر اهريمنان با ايزدان، دائم در روي
خاكدان، محاربه و كشمكش دارند و غالباً پيروزي با اهريمنان
باشد؛ اما نه بطوري كه ايزدان را محو و منقرض سازند؛ چه در
هنگام تنگي از جانب «اورمزد» كه خداي آسمان است به «ايزدان» كه
فرزند اويند، ياري مي
رسد و محاربه ايشان 9 هزار سال طول مي
كشد؛ آنگاه پيروزي بزرگ از آنِ ايزدان مي
شود و اهريمنان را منقرض مي
سازند. و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه
ندارند، و بعد از پيروزي ايزدان، و برانداختن تبار اهريمنان،
عالم كيهان به سعادت اصلي خويش رسيده و بني
آدم بر تخت نيكبختي خواهند نشست.
و در كتاب «جاماسب
نامه» آمده است:«مردي بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان
هاشم، مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر دين جد خويش
بُوَد، با سپاه بسيار، و روي به «ايران» نهد و آباداني كند و
زمين پر داد كند...»
و در جاي ديگري آمده است:«سوشيانس(نجات
دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه
كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم
فكر و هم
كردار گرداند.»
2.منابع هندي:
در كتاب «شاكموني» كه از سردمداران كافران هند است و به عقيده
پيروانش، پيامبر و صاحب كتاب آسمانيست، اشاره به وحدت ديانت در
زمان آن پرچم
دار روحاني جهان نموده، گويد:«پادشاهي و دولت دنيا به فرزند
سيد خلايق دو جهان «كِشن»1 بزرگوار تمام شود، وي
كسي باشد كه بر كوههاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان
كند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان، كاركنان او باشند، و جن
و اِنس در خدمت او شوند، و از سودان كه زيرخط استوا است تا ارض
تسعين كه زيرقطب شمال است و ماوراء بحار را صاحب شود، و دين
خدا يك دين شود، و دين خدا زنده گردد و نام او ايستاده باشد و
خداشناس باشد.»
و نيز در كتاب «ديد» كه نزد هنديان از كتب آسماني است، مي
گويد:«پس از خرابي دنيا پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود، كه
پيشواي خلايق باشد، و نام او «منصور»2 باشد، تمام
عالم را بگيرد و به دين خود آورد، همه كس را از مؤمن و كافر
بشناسد و هرچه از خدا خواهد برآيد.»3
3.انجيل :
«كمرهاي خويش را بسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد، و شما
مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خودشان را ميكشند كه چه وقت
از عروسي مراجعت مي
كند، تا هر وقت كه آيد و در را بكوبد، بي
درنگ براي او باز كنند، خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان
چون آيد ايشان را بيدار يابد... پس شما مستعد باشيد، زيرا در
ساعتي كه گمان نمي
بريد پسر انسان مي
آيد.»4
4.تورات :
«و نهالي از تنه «يسّي» بيرون آمده و شاخه
اي از ريشه
هايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان
را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين براستي حكم
خواهد نمود... گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله و
گوساله و شير و پرواري با هم. طفل كوچك آنها را خواهد راند...
در تمامي كوه مقدس من، ضرري نخواهند كرد. زيرا كه جهان، از
معرفت خدا پر خواهد شد.»5
5. زبور :
«شريران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمين
خواهند شد. هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود. در مكانش
تأمل خواهي كرد و نخواهي بود. و اما حليمان وارث زمين خواهند
شد... و ميراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.»6
پي نوشت ها:
1.«كِشن» در لغت هندي نام پيامبراسلام(ص) است كه در بشارت فوق
فرزند برومندش را به نام ايستاده و خداشناس ناميده، چنانكه
شيعيان او را قائم مي
خوانند.
2. در برخي روايات «منصور» را يكي از اسماء حضرت مهدي(ع)
خوانده
اند.
3. اقتباس از كتاب «اديان و مهدويت»، دكتر بهشتي، ص18.
4. انجيل لوقا،فصل12، بندهاي35 و 36. 5. تورات،
اشعيا نبي، فصل11، بندهاي 1 ـ 10.
6. عهدعتيق، كتاب مزامير، مزمور37، بندهاي 9 ـ 12 و 17 ـ 18 .
|